نظر علي الطالقاني

101

كاشف الأسرار ( فارسى )

يعنى ملك او است . اين شد يك مرتبه تسليم . و چون رجوع ، مخصوص قوس صعود است ، چنانچه بيان اين دو قوس را سال‌ها در منبر نموده‌ايم و نوشته‌ايم ، و بالبديهه اگر چيزى معدوم صرف شود رجوع در حق او بىمعنى است ، بلكه رجوع منحصر است به طى نمودن همان راهى كه آمده و بالا رفتن از همان نردبان كه پائين آمده بود ، پس معنى هلاكت كه حضرت فرمود فانى شدن و تخليه نمودن مقامى است با ظاهر شدن و رسيدن مقام ديگر ، چون هوا شدن آب و آتش شدن هوا و گياه شدن عناصر و هكذا . و اين رجوع ، لازم دارد مسافت را و هم آنا فآنا قرب به خدا را . و لذا فرمود اليه راجعون زيرا كه لفظ الى بىمسافت ، غير معقول است ، و رفتن به سوى خدا بدون قرب هم ممتنع است و تقديم الى به جهت حصر است ، و بديهى است كه از براى مجموع ممكنات من حيث المجموع مرجعى جز خدا متصوّر نمىشود و لفظ انّا در هر يك از دو فقره شامل جميع ممكنات است . پس معنى انّا اليه راجعون اين مىشود كه چون همه موجودات دائما در رجوعند و اين اولاد من يا خويش من يا مال من كه تلف شد و رجوع كرد ، به سنّت و فطرت خدا كه تبديل برنمىدارد عمل كرده ، و علاوه قرب به خدا پيدا كرده ، پس مرا چه غصّه ؟ يا اينكه چون او رجوع كرده و هلاك شده من نيز چنين خواهم شد پس مرا چه افسوسى ؟ و لكن اين معنى مخصوص است به مواردى كه صدق هلاكت بكند ، پس شامل هر ضرر و اذيت نشود . مثل آنكه كسى اسب تو را غصب كند يا خانه تو را بگيرد و يا خارى به پاى تو برود ، با آنكه همه اينها مصيبت است چنانچه در حديث سابق تفسير شد به مطلق موذى ، پس بگو معنى آيه اين است كه چون ما همه راجعيم و لازمه رجوع تبدّل و تغيّر است و اين است سنت خدا كه لازمه ذات ما است ، پس عاقل چگونه چنين امرى را تسليم نمىكند ؛ و اين معنى عام است . يا معنى آيه اين است كه مرگ و هلاكت كه اعظم مصائب و ام المصائب است به ما خواهد وارد شد و غير او همه سهل است و قابل شكايت و جزع نيست . يا معنى آيه اين است كه به زودى ما همه هلاك شويم و از همه دنيا چشم‌پوشيم و دامن بتكانيم ؛ پس به هر مقام كه برسيم و آنچه در آنجا ببينم نبايد دل ببنديم زيرا كه بايد بگذاريم و بگذريم ، پس آنچه از ما برود سهل است . و يا معنى آيه اين است كه خدا ما را از براى رجوع و قرب و ضيافت آفريده و اين مصائب همه اسباب رجوع و قربند و همه خان احسان حق است و التفات سلطان است ، و اين معنى بلندى است و صرف مقام عشق و رضا است . خلاصه پس اين فقره هم يك تسليم تامّ ديگرى است .